[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره ما::
اساتید::
دانش آموختگان::
گالری::
اخبار و گزارشات کوتاه::
اخبار همایش::
خبرگزاری ها::
دبیرخانه کانون::
فرم ها::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
اطلاعات تماس

AWT IMAGE

آدرس: تهران، میدان رسالت، خیابان هنگام، دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشکده مهندسی مکانیک

کدپستی: 13114-16846

صندوق پستی: 163-16765

موبایل:09120348601

تلفن: 02177240092 

فکس: 02177240092

پست الکترونیکی:

 afcmech@iust.ac.ir

..
:: مصاحبه با دکتر دوایی مرکزی استاد دانشکده مکانیک و معاون فناوری وزارت ارتباطات ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۶/۲۳ | 

  ♦ آقای دکتر ضمن سپاس از زمانی که اختصاص داده اید، لطف کنید برای آغاز کار خودتان را برای همه دوستان بطور خلاصه معرفی کنید.

  امیر حسین دوایی مرکزی هستم و در سال ۱۳۵۵ به دانشکده مکانیک دانشگاه علم و صنعت وارد شدم. پس از انقلاب با آغاز انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها، بنده که ۲۹ واحد از دوره ی کارشناسی ام باقی بود مانند خیلی از دانشجویان آن زمان وارد بازار کار شدم و پس از بازگشت به دانشگاه، در سال ۱۳۶۲ به عنوان دانش آموخته مهندسی مکانیک در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شدم. در بهمن ماه ۶۳ برای گذراندن دوره ی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک به عنوان اولین دوره در مقطع فوق لیسانس وارد دانشگاه شریف شدم. با چند سال فاصله برای اخذ مدرک دکتری در سال ۱۳۶۹ وارد دانشگاه McGill کانادا شدم که این دوره تا بهمن ماه ۷۳ به طول انجامید و سپس به ایران برگشتم. در اردیبهشت ۷۴ هم در دانشگاه علم و صنعت مشغول به کار شدم.

  ♦ حال و هوای دانشگاه در دوران دانشجویی شما چگونه بود؟

  در زمان قبل از انقلاب در طی هر سال تحصیلی دوره لیسانس روزهای تعطیل زیادی وجود داشت، به طوری که سابقه داشت حتی یک ترم بعضا تعطیل باشد. طبیعی بود که وقتی کلاس های درس به طور نامنظم برگزار می شود، دانشجو از نظر بعد درسی افت قابل توجهی را در خود ببیند. پس از انقلاب هم برای دانشجویان فرصتی ایجاد شده بود که با محیط بیرون دانشگاه آشنا شوند. یعنی طوری شده بود که با بازگشایی دانشگاه دانشجویان با سوالات بسیاری به دانشگاه برگشته بودند.

  ♦ شرایط شغلی در صنعت آن زمان نسبت به الان چگونه بود؟

  آن زمان به طور کلی تعداد دانشگاه ها کم بود و در کنار آن فارغ التحصیلان مهندسی جمعیت بالایی نداشتند. اما خوب کسانی که می خواستند وارد صنعت شوند به خصوص دانش آموختگان علم و صنعت بی کار نمی ماندند. چون سطح آموزش دانشکده در آن زمان در جایی بود که دانشجو را با واقعیات کار روبه رو می کرد و امکانات کارگاهی و آزمایشگاهی بالایی هم داشت. چون بنیان گذار دانشگاه هم در همان اوایل دولت ایران و دولت آلمان بودند این روح صنعتی از اول در دانشکده القا شده بود. اما پس از انقلاب اسلامی دانشکده با کمبود تعداد هیات علمی و ضعف اموزشی دست و پنجه نرم می کرد. این موضوع تا پس از دوران جنگ ادامه داشت. اما طی چند سال اخیر با حضور اساتید جدید دانشکده، رتبه ی علمی دانشکده به سطح قابل قبولی رسیده است. اکنون این امکان فراهم است که با فراهم کردن فضای دانشکده برای دانشجویان از علم به فناوری برسیم. باید سعی کنیم به پروژه هایی بپردازیم که رفع کننده ی مشکلات داخل باشد البته در سطح استاندارد بین المللی.

 

  آن چیزی که امروز در دانشگاه نیاز است در درجه اول این است که بتوانیم برای دانشجویان خلاق امکان شکوفایی را فراهم کنیم. این مساله به نوعی زیر ساخت انسانی جامعه را تقویت می کند و طبیعتا نتایج مادی و معنوی خوبی را در پی خواهد داشت. البته برای اقدام باید راه درست را شناسایی کرد و با برنامه عمل کرد.

 

  ♦ نظرتان درباره ی تشکیل کانون دانش آموختگان مکانیک در علم و صنعت چیست؟

  اگر دقت کنیم می بینیم که ارزشمند ترین دارایی یک دانشگاه در هر کجا، دانش آموختگان آن است که متاسفانه در کشور ما به این امر بی توجهی می شود. به عنوان ساده ترین مصداق مثلا بلافاصله پس از فارغ التحصیلی دانشجو ارتباط دانشگاه با وی قطع می شود. به طوری که حتی روال این طور است که وقتی دانشجو فارغ التحصیل می شود، ایمیل دانشگاهی وی باطل می شود! در حالی که در خارج از کشور با روش هایی دانشگاه با دانشجویانش تماس دارد و حتی در برخی موارد از آن ها کمک می خواهد. به نظر بنده هر انسانی در هر دوره از زندگی خواسته های متنوعی دارد که در نهایت این خواسته ها اشباع می شود و شخص خود را نیازمند ارتباطی معنوی با کسانی می بیند که روزی برای او زحمت کشیده اند. این مساله ریشه در ذات بشری دارد و صرفا یک بحث مذهبی و اعتقادی نیست. اگر بخواهم نمونه ای مثال بزنم، در خارج از کشور خیلی از دانشگاه ها و موسسات آموزشی به صورت وقفی بنا شده است و این امر مرسوم است. مثلا دانشگاه McGill که بنده هم در آن جا حضور داشتم توسط شخصی به همین نام وقف آموزش دانشجویان شده است. حالا در دانشکده ی ما اعضای هیات علمی به نوعی دین خود را ادا می کنند اما خوب کسانی که پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه دور می شوند مسلما انگیزه بیشتری برای حضور و کمک کردن خواهند داشت. البته باید به طرز فکر هر فرد هم توجه کرد. آن چیزی که امروز در دانشگاه نیاز است در درجه اول این است که بتوانیم برای دانشجویان خلاق امکان شکوفایی را فراهم کنیم. این مساله به نوعی زیر ساخت انسانی جامعه را تقویت می کند و طبیعتا نتایج مادی و معنوی خوبی را در پی خواهد داشت. البته برای اقدام باید راه درست را شناسایی کرد و با برنامه عمل کرد. مثلا اگر به یک دانشجو بگوییم که در ازای کمک مالی موظف است که مقاله بنویسد، انگار به او تلقین کرده ایم که امروز علم اهمیتی ندارد. در واقع طبقه ی خلاق جامعه ویژگی های روانشناسی متفاوتی نسبت به دیگران دارد که باید متناسب با آن روبه رو شد.

  ♦ با تشکر و سخن آخر…

  من هم از شما متشکرم. امیدوارم بتوانیم با تشکیل گروهی سازماندهی شده و برنامه ای مدون در مسیر خدمت به دانشکده و صنعت کشور گام برداریم.

 

  تنظیم گزارش:پریا سادات حسینی

 

 

دفعات مشاهده: 831 بار   |   دفعات چاپ: 266 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
Persian site map - English site map - Created in 0.149 seconds with 941 queries by yektaweb 3505