[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره ما::
اساتید::
دانش آموختگان::
گالری::
اخبار و گزارشات کوتاه::
اخبار همایش::
خبرگزاری ها::
دبیرخانه کانون::
فرم ها::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
اطلاعات تماس

AWT IMAGE

آدرس: تهران، میدان رسالت، خیابان هنگام، دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشکده مهندسی مکانیک

کدپستی: 13114-16846

صندوق پستی: 163-16765

موبایل:09120348601

تلفن: 02177240092 

فکس: 02177240092

پست الکترونیکی:

 afcmech@iust.ac.ir

..
:: مصاحبه با آقای مهندس سعید حسین نوری ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۶/۲۳ | 

AWT IMAGE

  ♦ سلام خدمت شما آقای مهندس، به عنوان مقدمه لطف کنید خودتان را معرفی کنید.

  سعید حسین نوری هستم و در سال ۱۳۳۹ متولد شدم. در سال ۱۳۵۸ به دانشکده ی مکانیک دانشگاه علم و صنعت ایران وارد شدم و در بهمن ماه سال ۱۳۶۶ به عنوان دانش آموخته مهندسی مکانیک از دانشگاه فارغ التحصیل شدم.

  ♦ پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه چه مسئولیت هایی را بر عهده گرفتید؟

  حقیقتش این سوال برای بنده بسیار کلی می باشد چون به شخصه ماجراهای های زیادی در این زمینه دارم(خنده). از حدود سال ۶۶ یعنی تقریبا سالی که با پایان تحصیلاتم در دانشگاه همراه بود، به همراه دوستان، مرکز کامپیوتر دانشکده مکانیک را راه اندازی کردیم. البته سال ۶۵ به کمک دوستان گروهی را به نام گروه بی کامپیوتر تشکیل دادیم. تشکیل این گروه مقدمه ای بود برای انجام امور مختلف دانشکده به صورت رایانه ای که تا سال ۱۳۷۸ درگیر این مساله در دانشکده بودم. در آن سال ها به دلیل رایج نبودن استفاده از کامپیوتر، امکانات هم در این زمینه بسیار کم بود. در کنار این فعالیت ها مدتی هم در آزمایشگاه مقاومت مصالح با دکتر بیدآبادی همکاری کردم. همچنین در زمینه تدریس دروس و نرم افزار های فنی- مهندسی مثل نقشه کشی صنعتی و نرم افزار اتوکد تجربه داشته ام. به جرات می توانم بگویم درک راه و روش کسب و کار آزاد و چگونگی اتکای مالی به خود را از همان دوران دانشجویی به کمک فعالیت های مختلفی که داشته ام یاد گرفتم. ناگفته نماند که بنده کسی بودم که به لحاظ خانوادگی خویشاوندانم عموما به کارمندی مشغول بودند و در نتیجه از این محیط نمی توانستم به معنای واقعی کلمه درباره ی کسب و کار مستقل آموزش ببینم. پس از سال ۷۸ به کار در شرکتهای مختلفی مشغول شدم که بنا به دلایلی تنوع این شرکت ها بسیار زیاد است. تا این که در نهایت در سال ۸۴ توانستیم شرکت خودمان را تاسیس کنیم که در حال حاضر در زمینه ی خدمات فنی – مهندسی مشغول به فعالیت است.

  ♦ در حال حاضر فعالیت شرکت در چه زمینه ای است؟

  این شرکت در زمینه ی حمل و نقل ریلی و به طور خاص در زمینه ی تعمیر و نگه داری واگن های مسافری متمرکز است. شرکت ما که به نام فناوران صنعت میعاد مزین است در همان ابتدای کار یعنی در سال ۸۵ پروژه ی بزرگی را بر عهده گرفت. این پروژه شامل راه اندازی، نصب، تعمیر و نگهداری ماشین آلات توربین سازی مپنا بود. این کار عظیم به کمک گروهی شامل ۱۰۰ نفر از دوستان ما، تقریبا در زمانی که توربین سازی مپنا پایه گذاری شد، در شرکت مپنا انجام گرفت. در حالی که همه ی پشتیبانی مالی، اداری و حقوقی این افراد را خود ما بر عهده داشتیم. در نهایت این پروژه در سال ۹۱ به اتمام رسید و همکاران ما نیز از این طریق در مپنا جذب شدند و در حال حاضر فقط در زمینه حمل و نقل ریلی مشغول به کار هستیم. البته لازم به ذکر است که در طول این سال ها به فعالیت های متفرقه مثلا در زمینه ی صنعت ساختمان پرداختیم که اگر چه به نتیجه ی دل پذیری نایل نشد اما خوب، تجربه ی بسیار گران بهایی برای مجموعه به شمار می رود.

  ♦ به دانشجویانی که در حال حاضر در دانشگاه اند توصیه می کنید به کار آزاد وارد شوند یا دولتی؟

  ببینید به طور کلی گاهی اوقات افراد ناچار به انتخاب فقط یک گزینه هستند. در حال حاضر به دلیل افزایش تعداد جوانان تحصیل کرده جویای کار و از طرفی کمبود ظرفیت های دولتی که البته طبیعی است ورود به عرصه ی کسب و کار دولتی سخت به نظر می رسد.

  از طرف دیگر باید روشن شود که لزوما ورود به کسب و کار آزاد به این معنا نیست که هر شخصی برای خود کسب و کاری راه بیندازد. چرا که این کار شرایط و توانمندی های خاص خود را می طلبد. هم اکنون در برخی دانشگاه ها پژوهش هایی در این زمینه کلید خورده است که بتواند توانایی کارآفرینی دانشجو را بسنجد. مثلا دانشجوی سال اول را با سال آخر کارشناسی مقایسه می کنند که ببینند نقش دانشگاه در میزان تاثیر بر دانشجو در این راستا چگونه بوده تا اگر در موضوعی نقطه ضعفی دیده شد بتوانند آن را رفع کنند. جالب است که تجربه نشان داده است که دانش جویان سال اول جسور تر و ریسک پذیر تر نسبت به دانشجو های دیگر هستند و این نمایانگر این است که عملا طی این ۴ سال تربیت معکوس انجام می گیرد. این مساله می تواند به علل مختلفی وابسته باشد، از ارتباط دانش جو و استاد گرفته تا ارتباط صنعت و دانشگاه. نکته دیگری که شاید بین دانشجو ها رایج باشد این است که ما وقتی سخن از کار آفرینی می کنیم برخی از دانشجویان یاد بیل گیتس یا استیو جابز می افتند و می گویند برای این کار خلاقیت زیادی لازم است. در صورتی که این طور نیست. اگر ما به آمار ایجاد فرصت های اشتغال در اروپا و آمریکا نگاهی بیندازیم می بینیم که کفه ی ترازو در آمریکا سنگینی می کند. در حالی که طیف شغل ها در آمریکا در مقایسه با شغل ها در اروپا به شکل خدماتی تر، در مقیاس کوچک تر و با حقوق پایین تر می باشند. به طور خلاصه باید گفت کارآفرینی امروزه در کشور امری است غیر قابل انکار که باید توسط دانشجو مورد توجه قرار گیرد. متاسفانه باید گفت در جامعه ما متوسط کلی کارآفرینان نسبت به کل افراد استخدامی در دولت به مقدار بسیار کمتری از پاداش برخوردار است. البته مشکلات دیگری هم مثل کسب امنیت شغلی و امنیت مالی هم در این مسیر دیده می شود که برای تسهیل آن ها باید تلاش کرد. باید دقت کرد که این اتفاق هم در همان یکی دوسال اول کار به دست نمی آید بلکه به زمان نیاز است.

 

  ♦ خوب به نظر شما چطور باید با فضای کار آفرینی آشنا شد؟

  شاید برخی فکر کنند با برگزاری دوره های کارآفرینی و شرکت در آن ها می توان کارآفرین تربیت کرد در حالی که همان طور که قبلا عرض کردم شرایط بسیار حائز اهمیت است. شما فرض کنید کسی که در زندگی خودش به هیچ وجه خطر نکرده هیچ انتظاری مبنی بر این که مثلا پس انداز یا کل سرمایه اش را در این مسیر خرج کند از او وجود ندارد. در واقع این ماجرا تنها به ریسک مالی محدود نمی شود. شخص باید ریسک خانوادگی هم انجام دهد که همان وقت گذاشتن و ممارست در راه است. به هر حال مشکلات از این دست بسیار است. اما از طرف مقابل می توان گفت استقلال راضی کننده ای برای کار آفرین وجود دارد که شاید نتوان با هیچ قیمتی آن را عوض کرد. این استقلال به شخص اختیار و حق انتخاب آزادانه ای را خواهد داد و زندگی کاری او را از حالت مکانیزه خارج می کند. همان طور که گفتم ورود به این عرصه به ناچار لازم است اما نیاز به توانایی هایی دارد. کسب این توانایی ها هم بهتر است ابتدا از محیط خانواده انجام شود. در کشوری مثل انگلیس روزی در تقویم رسمی وجود دارد که کودکان موظف اند در محیط آموزشی خود وسایلی را که دیگر استفاده نمی کنند، بفروشند. مشخص است که این مساله صرفا بحث مادی نیست بلکه زمینه ساز آشنایی اولیه فرد با کسب و کار است. اما خوب باید متعادل عمل کرد. چرا که اگر فقط به حساب گری کودکان پرداخته شود، روحیه ی بخشش و انفاق در آن ها می میرد که این امر ناپسند است. می توانم بگویم در حال حاضر بهترین راه برای دانش جویان این است که به سراغ افرادی که دل به دریا زده اند بروند و رایگان از آن ها یاد بگیرند. یعنی لازم نیست خودشان مستقیم وارد عمل شوند که در نهایت در ابتدای کار با شکست مواجه شوند. با این کار فرد با گذشت زمان و با رسیدن سطح قابلیت هایش به حد مطلوب می تواند اعلام استقلال کند. شخص باید در این مسیر مرتب توانمندی های خود را ارتقا دهد. خواندن کتاب و مقاله می تواند کمک شایانی برای کار باشد. البته نباید به روز کردن اطلاعات خود را در زمینه ی تخصصی خود فراموش کرد. در حال حاضر شرکت هایی که می خواهند جذب نیرو کنند به معیار هایی توجه دارند که مطابق با نیاز های خودشان است. مثلا زمانی که ما در دانشکده کلاس های کامپیوتر برگزار می کردیم به اهمیت علم کامپیوتر و زبان برای دانش جویان واقف بودیم و الان هم معیار هایی وجود دارد که مسلما متفاوت است. مثلا حالا می گویند خیلی از افراد این دو ویژگی را دارند، باید دید چه کسی خلاقیت بالاتری را دارد. به این دلیل است که ما باید مطابق با نیاز های بازار کار جلو برویم. نکته ی دیگر این است که ما نباید در هر مقطع بگوییم که کار ما به اتمام رسیده می بایست نامحدود بنگریم. در حال حاضر دانشکده از نظر جنبه های علمی در جایگاه خوبی قرار دارد منتها این زنجیره که یک ایده در دانشکده تبدیل به طرح تجاری شود و در نتیجه آن شرکتی تاسیس شود و اشتغال زایی مناسبی انجام شود هنوز ناقص است. در زمان اواخر جنگ که تقریبا مقارن با فارغ التحصیلی ما از کارشناسی بود به کمک آقایان دکتر بیدآبادی دکتر منتظری و دکتر شکریه دکتر احمدیان و دکتر تقوی دفتر ارتباط با صنایع نظامی را در دانشکده تاسیس کردیم که حداقل ۴۰ پروژه نظامی برای ما تعیین شد که در زمان خود تحولی عظیم به حساب می آمد که بار علمی خوبی در فضای دانشکده القا می کرد. در حال حاضر هم که ما ارتباط خود را با دانشکده حفظ کردیم فقط برای خاطر این است که ان شاالله به کمک دوستان بتوانیم در رفع این مشکل موثر باشیم.

  ♦ به نظر شما مزایا و معایب حرکت هایی چون کانون دانش آموختگان چیست؟

  یکی از مسائلی که مهم به نظر می رسد آفت سیاست زدگی در کانون است. به نظرم کانون باید با هدف گذاری مناسب از روی دادن چنین اتفاقاتی جلوگیری کند. برای مثال هدف کانون برای ۵ سال آینده این باشد که فرصت شغلی برای علم و صنعتی ها به بالاترین مقدار خود برسد و برای رسیدن به این هدف همه در کانون تلاش کنند. خوب با چنین هدف گذاری نتیجه هم با پیگیری همه ی اعضای کانون قابل پیش بینی خواهد بود. نتیجه تشکیل شبکه ای عظیم از کارآفرینان، صنعت گران و مدیران است که می توانند اشتغال زایی چندین سال خروجی دانشکده را تامین نمایند.

  ♦ چه طور می توان برای انجام کار علمی در دانشگاه پروژه ها را شناسایی کرد؟

  باید به صورت دوگانه عمل کرد. از یک طرف باید دانشجو در دانشکده به عنوان کسی که پتانسیل ها و مهارت های بالا دارد تربیت شود و از طرف دیگر جامعه ی صنعتی به این نتیجه برسند که برای توسعه و پیشرفت برای همیشه نمی توان با روش سعی و خطا جلو رفت بلکه باید از ابزار علم و عقل کمک گرفت. یکی از راه ها به نظرم توجه زیاد به کارآموزی ها و نحوه ورود به صنعت است به طوری که دانش جو در ابتدای امر چشم داشت مادی نداشته باشد. چرا که ناچار است به قیمت کسب تجربه و درک ضعف ها و قوت های صنعت، این هزینه را پرداخت کند.به طور کلی مشاهده صنعت خود ایده دهنده و متحرک است.

  ♦ با تشکر و سخن آخر…

  من نیز متشکرم. امیدوارم حالا که عده ای از دوستان پیش فدم شده اند و سعی در تاسیس کانون دانش آموختگان را دارند، هر کسی از دوستان دانش آموخته نیز هر یک به سهم و قدر و توان خود در این مسیر یاریگر دوستانشان باشند.

 

  مصاحبه گر: ناصر مهدیه – سید محمد صادقی

 

 

دفعات مشاهده: 669 بار   |   دفعات چاپ: 258 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
Persian site map - English site map - Created in 0.115 seconds with 941 queries by yektaweb 3505