[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره ما::
اساتید::
دانش آموختگان::
گالری::
اخبار و گزارشات کوتاه::
اخبار همایش::
خبرگزاری ها::
دبیرخانه کانون::
فرم ها::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
اطلاعات تماس

AWT IMAGE

آدرس: تهران، میدان رسالت، خیابان هنگام، دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشکده مهندسی مکانیک

کدپستی: 13114-16846

صندوق پستی: 163-16765

موبایل:09120348601

تلفن: 02177240092 

فکس: 02177240092

پست الکترونیکی:

 afcmech@iust.ac.ir

..
:: مصاحبه با جناب مهندس رضا زارع ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۷/۶ | 

  باسمه تعالی

  مصاحبه با مهندس زارع

  آقای مهندس زارع ضمن سپاس از زمانی که اختصاص داده اید، لطف کنید برای آغاز کار خودتان را برای همه دوستان بطور خلاصه معرفی کنید.

  من در سال 1368 در شهرستان ابرکوه دیپلم گرفتم. از آنجایی که در آن زمان فضای کنکور مانند امروز داغ نبود، برای قبولی در یک رشته خوب تلاش می‌کردم. من امتیاز رزمندگی داشتم و رتبه 114 را در کنکور کسب کردم و بر حسب علاقه خودم، همه اولویت‌های خود را مکانیک انتخاب کردم . از آنجا که رشته من فنی و اتومکانیک بود، مکانیک سیالات را برگزیدم و سپس در اولویت چهارم که دانشگاه علم و صنعت ایران بود قبول شدم.

 

  همیشه با خودم فکر می کردم که اگر کارمند بشوم جای یک نفر را خواهم گرفت ولی اگر کارآفرین بشوم برای چند نفر دیگر هم شغل ایجاد خواهم کرد. درواقع مواردی که افراد در زمان جوانی به آن فکر می‌کنند، ناخودآگاه به آن سمت خواهند رفت و مسلماً به آن دست خواهند یافت. متاسفانه در کشور، غباری را بر روی آرزوهای نسل جوان نشانده‌اند و کسی که آرزوی بزرگ دارد را مورد تمسخر قرار می‌دهند.


در آن زمان بحث بورسیه کردن و امنیت شغلی مطرح بود و دانشجویان را بورسیه می‌کردند و یک فضای رقابتی بین دانشجویان ایجاد شده بود. ولی من هیچ وقت دوست نداشتم که کارمند باشم و همیشه از کارمندی متنفر بودم و سرانجام بورسیه شدن هم چیزی جز کارمندی نبود.

  لطفا توضیحاتی را در مورد دوران تحصیل خود بفرمائید.

  من در شهرستان تحصیل کرده بودم و در علوم پایه خیلی ضعیف بودم و برای جبران آن خیلی تلاش کردم ولی در دروس تخصصی وضعیت خوبی داشتم. دانشگاه علم و صنعت اردوهای خیلی خوبی برگزار می‌کرد و من خاطره‌های خیلی خوبی از این اردوها دارم. استادهایی که در دوره تحصیل سخت‌گیر بودند در خاطر من مانده‌اند و من پس از فارغ‌التحصیلی بیشتر قدردان آنها بودم.

  پس از فارغ التحصیلی از دانشکده چگونه وارد بازار کار شدید؟

  پس از فارغ‌التحصیلی، من خدمت سربازی خود را شروع کردم و در حین سربازی هم با تدریس خصوصی کسب درآمد می کردم. شش ماه قبل از اینکه خدمت سربازی من به اتمام برسد، شروع به کاریابی کردم و در بخشی از صنایع دفاع مشغول به کار شدم و پس از مدتی در شرکت فولاد آلیاژی مشغول به کار شدم و دوره‌های آموزشی را هم در خارج از کشور گذراندم و آخرین سمت من ریاست تعمیرات فولادسازی بود که تجربیات بسیاری را در اوج کارهای سخت کسب کردم. در حین اینکه در آنجا مشغول به کار بودم، به راه‌اندازی کسب و کار هم فکر می‌کردم و شرکتی را هم به ثبت رساندم. سپس از طریق شرکت تعاونی مصرف که عضو هیئت مدیره آن بودم، اصول شرکت‌داری و تعاونی و شرکت خصوصی و مهمتر از همه مدیریت مالی را یاد گرفتم. پس از مدتی نیز به کاشان رفتم و به عنوان مشاور تعمیرات و نگهداری یک شرکت مشغول به کار شدم. سپس به عنوان مدیر سایت تولید آهن اسفنجی در تهران مشغول به کار شدم. درواقع این کار را نقطه شروعی برای خودم می‌دانستم. در مدت 4 سال که به عنوان مدیر پروژه در آنجا مشغول به کار بودم، تجربه‌های خوبی کسب کردم و در آستانه راه‌اندازی سایت، از آن سمت کناره‌گیری کردم. در دوران دانشگاه همیشه این آرزو را در سر می‌پروراندم که می‌خواهم کارآفرین باشم و احساس کردم با ماندن در آنجا نمی‌توانم به آرزوهای خود دست یابم. در سال 89 شرکت فناوران فولاد آبتین با مدیرعاملی بنده تاسیس شد. تاسیس این شرکت یک فرصت برای من بود. درواقع یا باید از فرصت‌ها استفاده کرد و یا باید فرصتی را خلق کرد. من در کارآفرینی خود در برخی موارد از مدل‌های ناموفق و در برخی موارد نیز از مدل‌های موفق الگو گرفتم. در سال 89 شرکت با 120 نیرو شروع به کار کرد و در حال حاضر 500 نفر نیروی انسانی مشغول به کار هستند و در نظر داریم که در سال 95 این تعداد را به 1000 نفر برسانیم. به نظر من زمانی که به راه‌اندازی یک کسب و کار فکر می‌کنیم، قبل از منابع مالی، باید راه و روش آن را یادبگیریم و به این فکر کنیم که اگر ما پول داشته باشیم، آیا قادر خواهیم بود که شرکت را اداره کنیم و اینکه آیا قوانین آن را می‌دانیم!!

 

  اهدافی که زمان و مکان دارد و همچنین دست یافتنی هستند، آینده من را تشکیل می‌دهند و برای رسیدن به آن باید تلاش کنیم.


  درس‌های دوران تحصیل چقدر در صنعت به شما کمک کرد؟

  از دروس ترمودینامیک 1 و 2 و درس طراحی اجزا خیلی استفاده کردم. نمی‌توان گفت که چند درصد از درس‌های دانشگاه مورد استفاده قرار گرفت. درواقع دانشگاه یک مرجع است و زمانی که با مشکلی برخورد می‌شود می‌توان به آن رجوع کرد.

  اولین نفری که دوست دارید در همایش 8 مهر ملاقات کنید چه کسی است؟

  من دوست دارم آقای جاهد مطلق و همچنین آقایان تقوی، آذرفام و سقطی را ملاقات کنم. آقای معدولیت و آقای پازوکی استادان خیلی خوبی بودند و دوست دارم آنها را ملاقات کنم.

  کدامیک از هم‌دوره‌ای‌های خود را دوست دارید در روز همایش ببینید؟

  از آقای نمکیان خبری ندارم و دوست دارم خبری از ایشان داشته باشم و آقای محمد ملکی و آقای حسین بابایی را دوست دارم ملاقات کنم.

  نظرتان درباره ی تشکیل کانون دانش آموختگان مکانیک در علم و صنعت چیست؟

  یکی از نقاط ضعف بنده این است که خیلی نزدیک انجمن‌ها و گروه‌ها نشده‌ام و در مورد عملکرد این کانون کاملاً توجیه نیستم و به این امید در این مراسم شرکت خواهم کرد که بتوانم دوستان و استادان قدیمی را ببینم و اگر بتوانم تاثیری در بخشی از این کانون داشته باشم، خوشحال می‌شوم که همکاری کنم. من نسبت به دو قشر خیلی تعصب دارم و در استخدام و جذب نیرو، در شرایط مساوی افرادی برای من اولویت دارند که معتقد هستند و بعد مذهبی دارند و همچنین نسبت به دانش‌آموختگان علم و صنعت تعصب خاصی دارم و اگر متوجه شوم که فردی عضو خانواده علم و صنعت است، به طور ناخودآگاه نسبت به او تعصب پیدا می‌کنم. درواقع تمام کارهایی که در قالب مصاحبه و .. انجام می‌شود، من را راضی نمی‌کند. من زمانی راضی خواهم بود که گره‌ای را باز کنم و یا دلی را شاد کنم. همیشه باید یک دعای خیری را بدرقه راه خود کنیم. دعای پدر و مادر دعایی است که همیشه بدرقه راه افراد و حافظ آنها خواهد بود.

دفعات مشاهده: 563 بار   |   دفعات چاپ: 191 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
Persian site map - English site map - Created in 0.148 seconds with 936 queries by yektaweb 3465